بدون عنوان
یاد تو .. مامانی وقتی یادت میوفتم داغون میشم و اعصابم بهم میریزه و بیچاره بابایی رو هم میرنجونمش از خودم . چیکار کنم خدا ؟ مامانی بیا دیگه . بیا تا زندگیمون سروسامون بگیره . الان هم بابایی باهام قهر کرده . یعنی دلشو شکوندم خوب چیکار کنم دست خودم نیست . حالا با این وضع داریم میریم مهمونی . البته الان میرم از دلش در میارم . به امید اومدنت عزیزم . بوس بوس بوس .. [ پنجشنبه 13 مهر 1391 ] [ 19:16 ] ...


