بدون عنوان
خواب بابایی
سلام گلگلکم اومدم خوابی رو که بابایی دیده بود رو برات تعریف کنم که 3 شب پیش دیده بود و وقتی از سرکار اومد برام تعریف کرد و میگفت که از صبح فکرمو مشغول خودش کرده و خیلی تو شُک بود اصلا و برای من هم که تعریف میکرد اشکام داشت میومد . میگفت که خواب دیده از تو شکم یه ماهی یه جنین درآوردن و گفتن که این مال شماست و مامان بابایی گذاشته تو یه پاکت و داده به یه آقایی و گفت که اینو برای ما نگهدارید................
نمیدونم تعبیرش چی میتونه باشه . ایشالله هر چی که هست خیر باشه .
[ دوشنبه 30 بهمن 1391 ] [ 12:29 ]
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
