بدون عنوان
سلام مامانی،خوبی عزیز دلممممممم عششششقم ؟؟ الهی من فدات بشم 

مامانی اومدم بگم که خونه تکونیم رو شروع کردم و یواش یواش دارم تمیز میکنم . دیگه عید هم نزدیکه و همه جا میشه اینو حس کرد . خیلی دوست دارم این حس و حال رو . یاد بچه گی هام میوفتم بیشتر . یا نه موقعی که مجرد بودم و کمک مامانم میکردم آره .
مامانی برای درمانم قرص کلومیفن رو این ماه از شب 5 تا 9 پریودم 3 تا خوردم که روز 13 برم سونو ولــــــــــــی
نرفتم و بهانم این شد که یه روز که از جلوی مرکز سونوگرافی رد میشدم زده بود تعطیل است و منم تنبـــــــــل دیگه نرفتم . آخه واژینال هم هست خوب یه کوچولو نگرانی داره دیگه .ولی فردا میخوام برم کیت تخمک گذاری بگیرم و ببینم چی میشه . ایشالله که همین ماه میای عزیزم . راهنمای قرص رو که میخوندم نوشته بود با مصرف این قرص احتمال چند قلو زایی هست و درهمون حین خوندن یه لبخند همچیـــن تا بناگوشم رفت که نگو .چون تا حالا فکرش رو نکرده بودم . میخواستم با بابایی درباره 2 قلو یا حالا چند قلو صحبت کنم و نظرش رو بدونم چون تا حالا درباره ی دوقلو داشتن با هم حرف نزدیم و برام جالبه که بدونم .
حال روحیم هم خوبه و خیـــــــــــــــــــــلی نسبت به اون قبلن ها بهتر شدم خداروشکر یعنی فکر که میکنم میبینم خیلی خیلی خیلی خیلی بهتر شدم . چون یکم سرم گرم بود و فکرش رو نمیکردم زیاد . دیگـــــــــــــــه ؟؟؟؟؟؟ دیگه همین دیگه عزیز دلمممممممم . خیلی دوست دارم بیا که بیصبرانه منتظرتیم . بیا و اون پاهای کوچولوت رو جفت چشای من و بابایی .


بدون عنوان
