بدون عنوان
شبی که اوای نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی ؟ که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی
من همه جا پی تو گشته ام
از مه و مهر نشان گرفته ام
بوی تو را ز گل شنیده ام
دامن گل از آن گرفته ام
تو ای پری کجایی ؟ که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی
دل من سرگشته ی تو
نفسم آغشته ی تو
به باغ رویاها چو گلت بویم
بر آب و آیینه چو مهت جویم
تو ای پری کجایی ؟
در این شب یلدا ز پی ات پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجایی ؟
مه و ستاره درد من میدانند
که همچو من پی تو سر گردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل واشو
تو ای پری کجایی ؟ که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی
یک ساعت پیش مستندی از استاد همایون خرم نشون میداد و کارهاش . من بارها این آهنگ رو شنیده بودم و دوسش داشتم ولی وقتی اینبار شنیدم عاشق این اثر شدم مخصوصا شعر و آهنگش .
تقدیم میکنم به تو فرشته ی من .......
[ جمعه 20 بهمن 1391 ] [ 12:36 ]


بدون عنوان
