بدون عنوان
مامانی میدونی چی دلم میخواد ؟
اینکه شما رو تو وجودم حس کنم . تکون خوردنای شما رو تو دلم حس کنم و برات ضعف کنم . لحظه ای که به دنیا مییای و گریه میکنی من هم گریه امونم نده و جونم به جونت نفسم به نفست بسته بشه . بهت شیر بدم و اون لحظه بشه تمام دنیای من و منم زول بزنم به صورت قشنگت و نوازشت کنم و بخندی و منم بخندم و خدا رو بارها و بارها و بارها بازم شکر کنم به خاطر وجود تو . با هر کار جدیدی که میکنی من ضعف کنم و تشویقت کنم . همه ی اولین کارهات رو ثبت کنم برات . برای اولین باری که قدم برمیداری برات بمیرم . وقتی که تو و بابایی رو ببینم دارید با هم بازی میکنید و کیف میکنید من بخوام اون لحظه ها دیر بگذرن و تموم نشن و باز هم خدار رو شاکر باشم برای خانوادمون . واااااااااااااااای چه کنم برای حرف زدنت برای مامان و بابا گفتنت . برای ادا درآوردنت بخوام بخورمت . برای گریه کردنات بخوام بمیرم . برای شیطنت هات کیف کنم . موقعی که خوابی دلم برات تنگ بشه و زول بزنم بهت و سیر نشم از نگاه کردنت . موقع خوابوندنت تمام بدنت رو غرق بوسه کنم . برات خرید کنم و خودم و فراموش کنم . پارک ببرمت و با هم بدو بدو کنیم و مسابقه بذاریم . جاهای جدید و جالب ببرمت . وااااااااااااای که لباس فورم مدرسه رو میپوشی غش کنم برات و و و ...
پس بیا مامانی بیا که کنار هم خوش بگذرونیم ..
حسام رو یادم اومد رفتم معنیش رو هم درآوردم : عربی - در قدیم شمشیر تیز و برنده - فراوانیش هم 29565
[ يکشنبه 22 مرداد 1391 ] [ 18:34 ]


بدون عنوان
