بدون عنوان
ورزش
سلام مامانی . سلام عشقم نفسم زندگیم بیا که دلم برات یه ذره شده و دیگه طاقت دوریت رو نداره .
مامانی شروع کردم دوباره ورزش کردنو با اراده ی بیشتر از قبل . به غیر از باشگاه با دوستم میریم پارک پیاده روی و یکم هم میدوییم . خیلی احساس خوبی دارم کلی انرژی میگیرم و دیگه روحیم هم کسل نیست . دیگه همین دیگه همه چی خوبه و خوش به غیر از نبودن شما و دلتنگی برای شما . من و بابایی خیلی همدیگرو دوست داریم و خوب و خوشیم و هیچ چیزی کم نداریم به جز شما . مامانی نمیخوای بیای ؟ آخه چرا ؟ هان ؟ اصلا بیخیال باز دوباره یادت میوفتم و اعصابم داغون میشه و گریم میگیره و دپرس میشم و بدتر از همه اعصاب بابایی رو خورد میکنم و بیچاره رو اذیت میکنم و ناراحت میشه . بیخیال اصلا نیا . اصلا برو پیش کسایی که دوسشون داری .
[ دوشنبه 10 مهر 1391 ] [ 17:45 ]
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
